ترجمه‌ی فصل اول کتاب پیشگیری از کودک‌آزاری منتشر شده توسط سازمان سلامت جهانی

محدودیت افشا سوءاستفاده جنسی در کودکانی که با دوربین فیلمبرداری شده اند
آبان ۲۲, ۱۳۹۶
لعنت به مرگ و درد و خون لعنت به افیون و جنون
آذر ۷, ۱۳۹۶

بد رفتاری با کودک چیست ؟
بد رفتاری با کودک به بدرفتاری فیزیکی ، احساسی ، سو استفاده جنسی ، و نادیده گرفتن و همچنین استفده و بهره برداری تجاری اشاره دارد و این در بسیاری از جوامع مختلف اتفاق می افتد .مرتکبین خشونت جنسی کودکان شامل : والدین ، مراقبین ، دوستان و اشنایان ، غریبه ها و دیگران مانند معلمان ، سربازان ، افسران پلیس ، و ، کارفرمایان ، و سایر کودکان است .
بدرفتاری با کودک موضوع پیچیده ای است .پویایی و عواملی که ان را ایجاد می کنند از جمله ، استراتژیهای پیشگیری موثر که با توجه به سن قربانی متفاوت است ، محیطی که بدرفتاری اتفاق می افتد ، ارتباط بین قربانی و مجرم عامل پیچیدگی این موضوع است .خشونت علیه کودکان توسط بزرگسالان در داخل محیط خانه یکی از کمترین فرمهای بد رفتاری با کودک است با این وجود در همه جوامع شایع است .بدرفتاری توسط والدین و مراقبین به هنگام طراحی راهبردهای پیشگیری در زمانی که مجرمان بدرفتاری منبع پرورش کودک هستند مشکلات خاصی را ایجاد می کند .
در حالی که هیچ بیانیه ای قطعی درباره کودکانی که توسط والدین و مراقبین اسیب دیده اند وجود ندارد ، بدرفتاری با کودکان به عنوان یک مساله بین المللی ، بهداشت عمومی ، حقوق بشر ، مسایل قانونی و اجتماعی است .ماهیت و شدت خشونت و پیامدهای ان گسترده است .و در موارد شدید منجر به مرگ کودک می گردد.با این حال اترات جسمی فیزیکی ان نسبت به پیامدهای شدید روان شناختی، تاثیر درازمدت بر سیستم اعصاب ، رشد شناختی و عاطفی کمتر است .
انواع خشونت :
بد رفتاری با کودک به سایر خشونت ها مرتبط است از جمله خشونت شریک صمیمی ، خشونت اجتماعی در ارتباط با جوانان و خودکشی . بهتر است که کودک را در یک طبقه گستر ده تر خشونت مورد بررسی قرار داد .به دنبال ارایه انواع خشونت در گزارش جهانی خشونت و سلامت ، خشونت به سه طبقه قابل تقسیم است :
خشونت خود گردان : به خشونتی اشاره دارد که قربانی و مجرم هر دو نفر یکی هستند که تقسیم شده به سوءاستفاده از خود ، و خودکشی
خشونت میان فردی :
اشاره به خشونت میان افراد دارد .که تقسیم می شود در دو طبقه خشونت خانوادگی و خشونت شریک صمیمی و همچنین خشونت اجتماعی .که میتواند شامل بدرفتاری با کودک ، خشونت شریک صمیمی و سایر سوء استفاده ها از کودک است .و این خشونت اجتماعی توسط اشنا ها و غریبه ها انجام می گیرد .و شامل حمله افراد غریبه ، خشونتی که مربوط به جرم مالکیت است ،خشونت در محل کار و سایر موسسه ها است .
خشونت جمعی :
اشاره دارد به خشونت هایی که توسط گروه بزرگتری از مردم انجام می شود و به خشونت اجتماعی ، سیاسی ؛ و اقتصادی قابل تقسیم است .و هر کدام از این دسته بندی ها متضمن ماهیت اعمال خشونت امیز است که میتواند جسمی ، روان شناختی ، احساسی یا بی توجه ای باشد .
طبقه بندی خشونت بر اساس نوع وماهیت ان در شکل ۱٫۱ نشان داده شده است .که جایگاه بد رفتاری با کودک در بین الگوی پیچیده خشونت را قابل فهم می کند .
بدرفتاری با کودک اغلب در کنار سایر خشونت ها اتفاق می افتد .به عنوان مثال بد رفتاری با کودک توسط بزرگسال در خانواده ای به فراوانی یافت می شود که خشونت شریک صمیمی وجود دارد .کودکانی که با انها بد رفتاری شده است ، خودشان میتوانند یک عامل خطر برای اینکه مجرم و یا قربانی انواع خشونت ها شوند بیشتر است .
مجموعه ای از عوامل ، از قبیل سطح اسیب ناشی از مصرف الکل ، انزوای خانواده و انزوای اجتماعی ، بیکاری و نا برابری های اقتصادی زمینه های انواع خشونت هستند و استراتژیهایی که پیشگیری می کند یک نمونه از انواع خشونت را ، میتواند پتانسیلی باشد برای پیشگیری سایر انواع خشونت های دیگر

بدرفتاری واسیب به سیستم مغز :
استرسهای مزمن راه های عصبی را حساس میکند و مناطقی از مغز را که در پاسخ به اضطراب و ترس قرار دارند ، بیش از بیش رشد می دهد .
در سال های اخیر پشیرفت های زیادی پیرامون رشد مغز صورت گرفته است از جمله تاثیرات بدرفتاری بر مغز جنین و کودک .از جمله تحقیقات نشان داده است که استرس های طولانی مدت ، شدید و غیر قابل پیش بینی میتواند رشد مغز را تغییر دهد .و چنین تغییراتی در رشد مغز میتواند به نوبه خود بر رشد فیزیکی ، شناختی ، عاطفی و اجتماعی کودک تاثیر بگذارد .
بخش های مختلف مغز با دریافت تحریکاتی که فعالیتهایی را در ان بخش تحریک شده راه اندازی می کند؛ رشد می کند .مغز به رشد خود ادامه می دهد و بزرگتر و متراکم تر می گردد .و در سه سالگی مغز کودک ۹۰ در صد مغز بزرگسال را خواهد داشت و اگر تحریکات و پرورش وجود نداشته باشد به عنوان مثال والدین و مراقبین رفتار خصمانه داشته باشند و علاقه مند به کودک نباشند رشد مغز ممکن است دچار نقص گردد . و از انجا كه مغز قدرت انطباق با محیطش را دارد ..میتواند با محیط بد و متبت خود را منطبق کند .مغز کودکانی که در معرض استرس هستند چه فیزیکی ، سو استفاده جنسی ، و یا نادیده گرفته شدن ، مغز منابع خود را برای بقا و پاسخ به تهدیدات محیطی متمرکز می کند .و این تحریکات مزمن پاسخ های مغز به ترس به معنای ان است که ان بخش مغز بیشتر فعالیت می کند .و در همان زمان بخش های دیگر مغز نمی تواند فعالیت داشته باشد .و نتیجه نهایی ان است که بخش هایی از مغز که درگیر پاسخ های ترس نیستند ، برای یادگیری کودک در دسترس نیستند .اثرات تجربیات در طی دوران نوزادی و کودکی اولیه بر روی رشد مغز پایه ای برای تظاهر هوش ، شخصیت و هیجان ایجاد می کند .وقتی تجربیات اولیه کودک منفی باشد ، ممکن است کودک مشکلات یادگیری ، رفتاری و هیجانی را بروز دهد .و میتواند این اثرات در طول سالهای زندگی فرد ادامه دار باشد، اگر مداخلات هدفمندی انجام نگرفته باشد .به عنوان مثال کودکانی که در سال های اولیه زندگی خود تجربه سو ءاستفاده جنسی را داشته اند ممکن است حالت مداوم بیش برانگیختی ، حالت گسستگی ، و پیش بینی تهدید را تجربه کنند .و توانایی انها در تجربیات اجتماعی ، شناختی و هیجانی مختل گردد .برای یادگیری و ترکیب اطلاعات جدید چه این یادگیری در کلاس درس باشد و چه در موقعیت اجتماعی لازم است که مغز کودک در حالت توجه کامل باشد ، مساله ای که به ندرت در کودکان مورد سوء استفاده دیده می شود .کودکانی که قادر نشده اند تا یک دلبستگی سالم را با والدین و مراقبین خود ایجاد کنند و نتوانسته اند که یک تجربه احساسی و هیجانی را داشته باشند ،بر روی فرایند رشد مغز اثر گذار خواهد بود و این کودک نمی تواند هیجان مثبت را تجربه کند و در نتیجه قادر به همدلی نخواهد بود . احساس همدلی و احترام در کودک ،بر اساس تجربه ایجاد می شود .واز این کودک نمیتوان انتظار داشت به هنگام اسیب و یا کشتن کسی احساس همدلی و احترام داشته باشد . درجایی که بدرفتاری با کودک همیشه اتفاق می افتد، شواهدی وجود دارد که مداخلات فشرده زود هنگام میتواند اثرات درازمدت تروما را بر روی رشد مغز کم کند .به هرحال در حالی که مداخلات اولیه با بد رفتاری کودکان میتواند اثرات سوءاستفاده و نادیده گرفتن را کم کند اما به شکل قابل توجه ای پیشگیری قبل از وقوع فواید بیشتری دارد .و هزینه های که برای بهبودی صورت می گیرد چه از نظر انسانی و چه از نظر اقتصادی بیشتر از هزینه های پیشگیری است

تعاریف مفهومی بدرفتاری با کودک :
سوء رفتار با کودک به صورت زیر تعریف می گردد :
تمام اشکال بدرفتاری فیزیکی ، عاطفی ، هیجانی ، سوء استفاده جنسی ، غفلت و بی توجهی به درمان ، سوءاستفاده تجاری ،که به صورت بالقوه یا واقعی به سلامت کودک ، بقا ، عزت نفس و شان و مرتبه که به رابطه مسوولیت ، قدرت و اعتماد کودک اسیب می زند ..
همان طور که قبلا گفته شد ، گزارش جهانی در مورد خشونت و سلامتی و مشاوره سازمان بهداشت جهانی در ۱۹۹۹ ىر مورد پیشگیری ، چهار نوع بدرفتاری با کودک را متمایز می کند :
سوءاستفاده فیزیکی
سوءاستفاده جنسی
سوءاستفاده عاطفی و روانی
بی توجهی و غفلت
سوء استفاده فیزیکی :
سوءاستفاده فیزیکی به عنوان استفاده عمدی از نیروی فیزیکی علیه کودک تعریف می گردد که در نتیجه ان ، احتمال زیاد اسیب به سلامت ، بقا، رشد و کرامت کودک وجود دارد .و این صدمه ها شامل :ضرب و شتم ، لگد زدن ، تکان دادن ، گاز گرفتن، غرق شدن ، سوزش ، مسمومیت ،و خفه شدن است .خشونت فیزیکی علیه کودکان با هدف مجازات اعمال می گردد .
سوء استفاده جنسی :
سو ء استفاده جنسی به عنوان دخالت یک کودک در فعالیت جنسی به نحوی که درکی از این مساله نداشته باشد و نمیتواند رضایت اگاهانه دهد و یا از لحاظ رشدی امادگی ان را ندارد و یا به هر نحو ممنوعیت های قانونی یا اجتماعی را نقض کند ، تعریف شده است .و کودکان ممکن است توسط بزرگسال و یا سایر کودکان همسن که از نظر مسسولیت ، اعتماد و قدرت بر قربانی مسلط هستند مورد سوء استفاده قرار گیرد .
سوء استفاده روحی و روانی :
به عنوان شکست والد یا مراقب در ایجاد محیط حمایتی و محیط مناسب رشدی کودک تعریف می گردد و در این سوء استفاده احتمال اسیب رساندن به سلامت جسمی ، روحی ، معنوی ؛اخلاقی و اجتماعی وجود دارد و این گونه سو استفاده شامل موارد زیر است :
محدود کردن حرکت ، الگوی معیوب و ضعیف ، سرزنش ، تهدید ، ترساندن ، حرکات تبعیض امیز و یا مسخره کردن ، و دیگر شکل های غیر فیزیکی ،طرد کردن و رفتارهای خصمانه است .

نادیده گرفتن :
نادیده گرفتن شامل دو تابع مجزا می باشد که شامل شکست یکی از والدین و یا اعضای خانواده در ایجاد محیط رشد کودک و همچنین رفاه کودک میتواند باشد .که این نادیده گرفتن در موقعیت های که والد میتواند انجام دهد شامل :سلامتی ، تحصیلات، رشد عاطفی ، تغذیه و پناهگاه امن است .والدین کودکان نادیده گرفته شده لزوما فقیر نیستند ، و انها ممکن است با ثرتمندان نیز یکسان باشند .

۱٫۲ مقیاس مشکل :
به گفته سازمان بهداشت جهانی ، در سال ۲۰۰۲ حدود ۳۱۰۰۰ مرگ و میر ناشی از قتل کودکان کمتر از ۱۵ سال بوده است و ممکن است مرگ و میر کودکان ناشی از بد رفتاری در کشورهای ثروتنمند پنهان بماند و بناباین ،امار و تخمین مرگ و میر کودکان ممکن است واقعی نباشد و تخمین جهانی از مرگ و میر کوکان ناشی از بد رفتاری نشان می دهد که کودکان بین ۱ تا ۴ سال دو برابر بیشتر در معرض خطر مرگ هستند تا کودکان بین ۵ تا ۱۴ سال .
نوزادان و کودکان پیش دیستانی به دلیل وابستگی ، اسیب پذیری و نادیده گرفتن نسبی اجتماعی، خطر ریسک بیشتری برای مرگ و میر ناشی از بد رفتاری را دارند .
خطر سو استفاده مرگ بار نوزاد در کشورهای کم درامد و درامد متوسط سه برابر بیشتر از کشورهای ثروتمند است .و این در جوامع دارای نابرابری اقتصادی بزرگتر ، بیشتر است تا کشورهایی که ثروت به صورت برابر توزیع شده است .شایعترین علت مرگ ، اسیب به سر و به دنبال ان اسیب شکمی و خفگی عمدی است .و در حالی که نسبت میزان قتل توسط والدین و اعضای خانواده ممکن نیست ، مطالعات در کشورهای نسبتا بالا نشان میدهد که اعضای خانواده مسئول اکثر قتل ها در کودکان بین سنین ۰ تا ۱۴ سال هستند .

مرگ و میر کودکان تنها بخش کوچکی از مشکل بدرفتاری با کودک است .هرساله میلیونها نفراز کودکان، قربانی سو استفاده و غفلت می گردند .برخی از مطالعات بین المللی نشان داده اند که بسته به کشور ، بین یک چهارم تا نصف کودکان چندین بدرفتاری شدید و مکرر فیزیکی ، که شامل ضرب و شتم است ، را گزارش کرده اند .بیشتر خشونت فیزیکی علیه کودکان به عنوان یک وسیله اعمال شده تنبیهی مورد پذیرش والدین ، یک نرم و هنجار غالب اجتماعی و حتی توسط قانون به عنوان نظم و انضباط در نظر گرفته شده است .(ببینید جدول ۱٫۲) .مطالعات جهانی نشان می دهد که ۲۰ درصد از زنان و بین ۵ تا ۱۰ در صد مردان، سواستفاده جنسی از کودک را گزارش کرده اند .و اغلب کودکان مورد سواستفاده های روانی و هیجانی و و یا غفلت قرار گرفته اند هر چند میزان ان ناشناخته باقی مانده است .در بعضی از کشورها ، غفلت از کودکان به عنوان بیشترین بد رفتاری از کودکان گزارش شده است .به صورت معمول دختران بیشتر در معرض سو استفاده جنسی بوده اند و پسران بیشتر در معرض سو استفاده فیزیکی قرار گرفته اند .در برخی بخش ها برخورد تبعیض امیز و نابرابری های جنسیتی بر علیه دختران خطر و ریسک مرگ ناشی از بد رفتاری را بالا برده است .و شیوه ها شامل ) (femal infanticid ، قتلهای ناموسی و غفلت ناشی ازجنسیت کودک است .

پیامد های بدرفتاری با کودک :
پیامدهای بهداشتی و اجتماعی بد رفتاری با کودک بیشتر از پیامدهای مرگ و صدمات به تنهایی است و شامل اسیب جدی به سلامت جسمی و روانی و رشدو نمو قربانیان است .مطالعات نشان داده اند که قرار گرفتن کودکان در معرض بد رفتاری و دیگر شکل های خشونت همراه است با عوامل خطر و ریسک پذیری دررفتارهای بعدی زندگی .این موارد عبارتند از قربانی خشونت امیز و اعمال خشونت ، افسردگی ، سیگار کشیدن ، چاقی ، رفتارهای جنسی پر خطر ، حاملگی ناخواسته و مصرف الکی و مواد مخدر .و چنین رفتارهای پرخطر میتواند به مرگ ، بیماری و معلولیت، مانند بیماریهای قلبی ، بیماریهای منتقله (ترنس ) ، سرطان و خودکشی منجر گردد .به این ترتیب بد رفتاری با کودک به طیف گسترده ای از پیامدهای بهداشتی و جسمی، هم برای کودک و هم برای جامعه در طول زندگی قربانی هزینه بر است .(ببینید جدول ۱٫۳)

هزینه های بد رفتاری با کودک :
علاوه بر هزینه های بهداشتی و اجتماعی مرتبط با ان ، بدرفتاری با کودک نیز دارای تاثیرات اقتصادی گسترده ای است که هزینه های مستقیم پزشکی ،درامد از دست رفته و هزینه های مالیاتی به دلیل مرگ زودرس ،اموزش های ویژه ،خدمات روان شناختی و رفاهی ،خدمات حفاظتی ،مراقبت پرستاری ، خدمات پیشگیرانه ،پیامد های زندانی شدن مجرمان و بزرگسالان مرتبط با بدرفتاری با کودک را شامل می شود .مطالعات کمی در براورد هزینه های مراقب های بهداشتی افراد در درازمدت انجام گرفته است .بنابراین هزینه های واقعی اقتصادی بدرفتاری با کودک را دست کم نگیرید .یک مطالعه در امریکا هزینه های مستقیم و غیر مستقیم ناشی از سوء رفتار کودک را ۹۴ میلیارد دلار براورد کرده است .که در واقع ۱ درصد از تولید ناخالص داخلی کشور است .هزینه های بستری شدن در بیماستان ۳٫۰ میلیارد دلار ، هزینه های روان درمانی ۹۲۵ میلیون دلار، هزینه های رفاهی کودکان ۱۴٫۴ میلیارد دلار براورد شده است .بیشترین هزینه ها مربوط به جرم بزرگسالان در سو استفاده از کودک بود که به مبلغ بالغ بر ۵۵٫۴میلیارد دلار می رسد .
جدول ۱٫۲ :انضباط یا مجازات :
انضباط برای کودکان شامل :اموزش و کمک به انها در رشد قضاوت ، حس یا درک مرزبندی ، خودکنترلی ،خودکفایی و رفتار مثبت اجتماعی . مراقبان در رابطه با اصلاح و تربیت کودکان، انضباط را به شکل فراوانی با مجازات و تنبیه مغشوش می گرداند (همراه) چندین تفاوت بین انضباط و مجازات وجود دارد :استراتژیهای مثبت انضباط ارزش فردی کودک را به رسمیت می شناسد .هدف ان تقویت باروها و اعتقادات کودکان به خودشان ، توانایی انها برای داشتن رفتار مناسب و ایجاد روابط مثبت است .از سوی دیگر ، مجازات شامل اقدامات جسمی و عاطفی است که اغلب خشم و ناامیدی مراقب کننده را نشان می دهد به جای ایجاد یک استراتژی تفکر به منظور تشویق کودک به درک انتظارات از رفتار .چنین مجازاتی از کنترل خارجی استفاده می کند و شامل قدرت و سلطه است .و توجه ای به سن و سطح رشد کودک نمی کند .مجازات اولیه شامل استفاده از نیروی فیزیکی است که در گذشته در بسیاری از جوامع صورت می گرفته .وشکل دقیق ان طبق فرهنگ و مذهب متفاوت است .تحقیقات نشان می دهند که مجازات در ارتقای تغییر مورد نظر در رفتار ، موثر نیست .پیامدهای هیجانی و رفتاری مجازات ، به شدت و فراوانی و نحوه اعمال ان ؛ سن ، مرحله رشد ، اسیب پذیری و انعطاف پذیری کودک بستگی دارد .مجازات میتواند باعث تخریب روابط گردد و موجب اسیب جسمی و اختلال شدید در رشد کودک شود .
همه کودکان نیاز به انضباط دارند و و این میتواند بهتر باشد که کودکان در خود انضباطی خود هدایت و حمایت گردند .یک رویکرد در مورد انضباط این است که از جایگزینهای دیگر مجازات فیزیکی استفاده گردد.که میتواند شامل :حواس پرتی ، هدایت مجدد ، تثبیت یک دوره خنک کننده ( cooling –off period fixing of a ) گذاشتن قوانین و محدودیت های مناسب سن و مرحله رشدی ،حل مساله ، و از بین بردن امتیازات است .

جدول ۱٫۳ :
بدرفتاری با کودک و سایر تجربه های نامطلوب دوران کودکی منجر به مرگ و میر بزرگسالان می گردد :
شرکت کننده ها در این مطالعه حدود ۱۷۳۰۰ نفر میان سال ، طبقه متوسط و اغلب مشغول به کار در ایالت کالیفرنیا بودند .و نتایج نشان داد که تجربه های نامطلوب دوران کودکی از جمله علل بیماری های مزمن . معلولیت و مرگ و میر در ایالت متحده امریکا بوده است .این مطالعه اثرات دراز مدت بد رفتاری دوران کودکی را مورد بررسی قرار داده است .از جمله اثرات دراز مدت سوء استفاده های جنسی ، جسمی ، روانی ،خشونت علیه مادر ، زندگی کردن با اعضای خانواده ای که سوء مصرف موارد داشته اند و یا مبتلا به بیماری های روحی و روانی بوده اند ، یا سابقه خودکش و زندانی شدن داشته اند .
نتایج نشان داد که بد رفتاری در طی دوران کودکی رابطه قوی با مشکلاتی از جمله سیگار کشیدن ، چاقی ، عدم فعالیت ، الکل ، سوء مصرف مواد ،افسردگی ، اقدام به خودکشی ،بیماری های منتقله از راه جنسی در بزرگسالی داشته است .به علاوه افرادی که تجربه های نامطلوب دوران کودکی را گزارش کرده اند رفتارهای پرخطر را به عنوان یک وسیله انطباق با شرایط نامطلوب ،برای خود اتخاذ کرده اند .و این افراد بیشتر بیمارهای مزمنی از جمله سرطان ، بیماری قلبی ، دیابت ، شکستی های اسکلت ، بیماری های کبد را در بزرگسالی گزارش کرده اند .
داشتن تجربه های نامطلوب دوران کودکی ،خطر پذیری سلامتی ، بیماری و مرگ و میررا بالا می برد و میتوانند توسط غربال گری شناسایی شوند .اگر چه این مطالعه در کشور و ایالتی خاص صورت گرفته است ،اما منطقی به نظر می رسد که فرض کرد ، روندی مشابه در کشورهایی ، با سطوح مختلف اقتصادی و اجتماعی یافت گردد .
(مجله امریکایی پیشگیری پزشکی ،۱۹۹۸، ۱۴: ۲۴۵-۲۵۸)

عوامل خطر پذیری و زمینه ساز :
هیچ عامل خاصی به تنهایی نمی تواند توضیح دهد که چرا برخی افراد رفتارهای خشونت امیز با کودکان دارند و چرا بد رفتاری با کودکان در کشورهای خاصی بیشتر از کشورهای و جوامع دیگر است .همانند سایر اشکال خشونت ،بد رفتاری با کودکان نیز بهتر است در یک مجموعه عوامل که در سطوح مختلف با هم در تعامل هستند ، برای درک بهتر شیوه های برخورد با بدرفتاری کودک در نظر گرفته شود .
شکل ۱٫۲ مدل اکولوژیک توصیف عوامل خطر برای سء رفتار با کودک است .
سطح اول :عوامل فردی
شامل متغیرهای زیستی ، از جمله سن و جنس همراه با عوامل تاریخچه شخصی ،که میتواند بر زمینه ساز بودن اسیب پذیری فرد نسبت به بد رفتاری کودک تاثیر بگذارد .
سطح دوم :ارتباط
روابط اجتماعی نزدیک ، به عنوان مثال رابطه با اعضای خانواده و دوستان ،که بر ریسک پذیر بودن فرد نسبت به اینکه مجرم و یا قربانی سوء رفتار کودک باشد ، اثر می گذارد .
سطح سوم :جامعه
موقعیت هایی که در انها روابط اجتماعی اتفاق می افتد ، مانند محله ها .مدارس، محل کار و ویژیگیهای خاص ان موقعیت ها که میتواند بر بدرفتاری کودک اثر بگذارد .
سطح چهارم :اجتماعی
شامل شرایط اساسی اجتماع است که بر بد رفتاری اثر می گذارد از قبیل هنجار های اجتماعی که مجازات فیزیکی سخت کودکان را و نابرابری اقتصادی و فقدان شبکه های ایمن اجتماعی را تشویق می کند .
اگرچه به تحقیقات بیشتری در زمینه درک کامل پویایی این مدل در تمام سطوح مدل اکولوژیک و در میان فرهنگ های مختلف ،نیاز است . در حال حاضر دانش قابل توجهی در مورد انچه که میتواند مستعد کننده بد رفتاری کودک باشد افزایش یافته است.
عواملی که زمینه های بد رفتاری را افزایش می دهند به عنوان ریسک فاکتورها شناخته شده اند و عواملی که انها را کاهش میدهند به عنوان عوامل محافظتی شناخته شده اند .
عوامل خطر ذکر شده در پایین ، لزوما بد رفتاری با کودک را در هر مکانی تشخیص نمی دهد .با این حال در مکان هایی که منابع محدود هستند کودکان و خانواده هایی که تعداد بیشتری از این عوامل را دارند باید اولویت ارایه خدمات را داشته باشند .
۱-عوامل فردی :
عوامل خطر در والدین و مراقبین خطر بد رفتاری با کودک را که در ارتباط با عوامل خاصی در والدین یا مراقبین است ، افزایش میدهد .و این در بر می گیرد والدین و مراقبینی را که :
• مشکلات دل بستگی با کودک تازه متولد شده دارند که میتواند ناشی از مشکلات دوران بارداری ، ناامیدی و یاس ، عاوارض دوران بارداری باشد .
• خصویات پرورش را نسبت به کودک نشان نمی دهند .
• عدم اگاهی از پیشرفت کودک را نشان می دهند ،یا والدینی که انتظارات غیر واقعی دارند که مانعی در درک رفتارها و نیازهای کودک است . به عنوان مثال رفتارهای اشتباهی را که کودک انجام میدهد تحت عنوان قصد رفتاری او تفسیر می کنند .نه به عنوان مرحله ای از رشد او .
• پاسخ به رفتارهای اشتباه کودک با مجازات های بیش از حد ، نامناسب ،و خشونت امی اشتباه کودک با مجازات های بیش از حد ، نامناسب ، رشد او .دک باشد ، اثر می گذارد .ز
• تایید مجازات جسمانی به عنوان وسیله ای در جهت انضباط کودک و یا اعتقاد بر اثر بخشی ان
• استفاده از مجازات جسمانی در جهت انضباط کودک
• رنج بردن از از مشکلات روانی یا جسمانی و یا نقص شناختی که با توانای های والدین تداخل پیدا می کند .
• نداشتن خود کنترلی در زمان ناراحتی و عصبانیت
• سوء مصرف الکل و یا مواد مخدر به نحوی که مراقبت از کودک را مختل کند .
• در گیر شدن در یک فعالیت جنایی که رابطه بین والدین و کودک را با مشکل روبرو کند .
• انزوای اجتماعی
• احساس افسردگی و یا عدم اعتماد به نفس به نحوی که احساس کند که قادر نباشد نیازهای کودک را ببیند .
• مهارتهای ضعیف والدین که میتواند نتیجه جوان بودن و یا عدم اموزش کافی باشد .
• تجربه کردن مشکلات مالی .

عوامل خطر مربوط به کودک :
به معنای این نیست که کودک مسئول رفتاری است که از ان رنج می برد بلکه میتواند به دلیل عوامل زیر باشد :
• ممکن است کودکی ناخواسته بوده و نتوانسته است که خواسته های والدین را براورده کند به عنوان مثال ،جنس ، ظاهر ،خلق وخو ، ناهنجاری مادر زادی
• ممکن است این کودک نیازهای بالایی را داشته باشد مانند کودکی که نارس به دنیا امده و یا به طور مداوم گریه می کند ،از نظر جسمی و ذهنی معلول است ،یا بیماری مزمن دارد و نمی تواند ارام باشد .
• ویژیگی های فیزیکی کودک مانند ناهنجاری صورت که باعث ان می شود تا والدین کودک را ترک کنند .
• نشان دادن علایم بیماری های روحی و روانی .
• ویژیگیهای شخصیتی و یا وضعیت خلقی کودک که توسط والدین به صورت رفتارهای مشکل افرین در نظر گرفته می شود مانند تکانشگری و یا بیش فعالی .
• دارای خواهر و برادر همسنی است که نیاز به توجه والدین دارد .
• یا کودکی است که نشان می دهد و یا در معرض رفتارهای خشونت امیز است مانند خشونت شریک صمیمی (منظور روابط دختر و پسر است ) ،رفتار جنایی ،رفتار خود سو استفاده گرانه ، ازار و اذیت حیوانات و رفتار خشونت امیز نسبت به همسالان .

عوامل ارتباطی :
ساختار و ترکیب خانواده ها ممکن است به دلیل شرایط منحصر بفرد و هنجارهای جامعه محلی انها ، بسیار متفاوت باشد .در بسیاری از جوامع خانواده های هسته ای “سنتی”شامل پدر و مادری که ازدواج کرده اند و و ممکن است فرزندانشان نرمال نباشند و ممکن است خانواده ها توسط مادر به تنهایی و یا پدر به تنهایی ، زوج های هم جنس ،خواهر و برادر هدایت گردند .
رسیک فاکتورهایی که ممکن است توسط عوامل ارتباطی مانند خانواده ، دوستان ، همکاران صمیمی و همسالان اعمال می گردند شامل :
• فقدان پیوند و دلبستگی والد و کودک
• مشکلات جسمی ، روحی اعضای خانواده
• شکست خانواده ها مانند مشکلات ازدواج ، یا روابط صمیمی ، که منجر به مشکلات روحی و روانی ،ناراحتی ، تنهایی ، تنش و اختلافیی روحی و روانی ، ارتباطی ات درمورد مراقبت کودک می گردد .
• خشونت در خانواده ، در بین والدین و در بین والدین و کودک
• نقش ها و نقش های جنسیتی در روابط صمیمی از جمله ازدواج ،که غیر محترمانه است و یند متخصصین ک و یا هر دو نفر را در بر میگیرد .(برداشت مترجم :که شاید منظور ان ، توهین هایی است که زن و مرد به هم می کنن مثلا زنا نمیفهمن و یا تو برو ظرفت رو بشور )
• ایزوله شدن در جامعه
• فقدان یک شبکه پشتیبانی برای کمک به شرایط استرس زا در یک رابطه
• شکست حمایت در پرورش کودک در روابط ین و کودک در خانواده گسترده
• تبیعض علیه خانواده به دلیل قومیت ، ملیت ،مذهب و جنسیت ، سن ، گرایش جنسی ، ناتوانی یا شیوه زندگی
• مشارکت در فعالیت های جنایی یا خشونت امیز در جامعه

فاکتورهای جامعه :
ویژیگهای محیط های اجتماعی که با افزایش خطر بدرفتاری با کودک در ارتباط باشد .
• های میز در جامعه تحمل خشونت
• جنسیت و نابرابری اجتماعی
• فقدان یا ناکافی بودن مسکن
• کمبود خدمات برای حمایت از خانواده ها و و موسسات خدماتی و ملاقات با متخصصین
• سطح بالای بیکاری
• فقر
• مواد سمی محیطی مانند سرب
• محله هایی که در گذر قرار دارند
• دسترسی اسان الکل
• تجارت محلی مواد مخدر
• سیاسته ها و برنامه های نامناسب که که احتمال وقوع بد رفتاری را بالا می برد.

عوامل اجتماعی :
عواملی که در جامعه میتواند موجب بروز خشونت و بد رفتاری با کودک گردد ، عبارتند از :
• سیاست های اجتماعی ، اقتصادی ، بهداشتی ، اموزشی که منجر به ضعف استاندارهای زندگی می شود .یا نابرابری های اجتماعی و یا بی ثباتی اقتصادی اعی و ستانداودک گردد . .
• هنجارهای اجتماعی و فرهنگی که خشونت را علیه دیگران بالا می برد از جمله مجازات فیزیکی که در رسانه ها و ویدیوها و یا در بازی ها دیده میشود.
• هنجار های اجتماعی و فرهنگی که خواستار نقش جنسیتی سخت برای زنان و مردان است .
• هنجارهای اجتماعی و فرهنگی وضعیت رابطه والد و فرزند را کم می کند .
• وجود و فرزند را کم می کند .ضعیتر بازی ها دیده میشود د پورنو گرافی کودکان ، فحشا کودک کار کودکان .

عوامل محافظتی :
به همان شیوه هایی که فاکتور هایی اسیب پذیری کودکان و نوجوانان را به بدرفتاری با کودکان ، افزایش میدهد ،عوامل دیگری نیز وجود دارند که ممکن است تاثیر محافظتی داشته باشند . متاسفانه تحقیقات سیستماتیک در مورد این عوامل محافظتی بسیار اندک است .و تحقیقات تا به امروز عمدتا بر روی عوامل resilience ، متمرکز شده اند ، یه معنای تمرکز بر عوامل موثری که بدرفتاری کودک را کاهش میدهد .عواملی که بر تسریع انعطاف پذیری موثرند عبارتند از :
• پیوند و دلبستگی ایمن نوزاد به والد و اعضای خانواده
• سطوح بالای مراقبت پدرانه از کودک
• فقدان ارتباط با همسالان سو استفاده کننده
• یک رابطه گرم و حمایتی با والدین غیر متخلف
• فقدان استرس مربوط به سوء استفاده

در مورد عواملی که خانواده ها و کودکان را محافظت کند اطلاعات کمی وجود دارد و مطالعاتی که در مورد بدرفتاری کودک انجام گرفته ، نشان می دهد که انسجام اجتماعی یک اثر محافظتی دارد و خطر خشونت را کاهش می دهد .و دیگر ریسک فاکتورهای خانوادگی هم وجود دارد .
بر اساس اطلاعات جدید در مورد رشد کودک ،عوامل زمینه ساز خطر بدرفتاری با کودک و شواهد موثر استراتژیهای پیشگیرانه ،واضح است که وجود واحدهای پایدار خانواده می تواند یک منبع قدرتمند برای محافظت کودک باشد .والدین خوب ،رابطه قوی والد و کودک ، تکنیکهای انضباطی غیرجسمانی، احتمالا از دیگر عوامل محافظتی هستند . و این عوامل محافظتی باید در جوامعی که سطح پیوند اجتماعی ان پایین است ، تشویق شوند .

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *