مصاحبه با خانم دکتر میرشکرایی متخصص اطفال پیرامون مسئله کودک آزاری

 نشست «نقش رسانه در پیشگیری، مداخله و درمان کودک آزاری در سکونتگاه‌های فقیرنشین»
آبان ۱۱, ۱۳۹۶
مصاحبه با آقای دکتر بابک خطی متخصص اطفال پیرامون مسئله کودک آزاری
آبان ۱۴, ۱۳۹۶
  • تعریف کودک آزاری چیست؟

هرگونه فعل یا ترک فعلی که باعث آزار روحی  و جسمی یا ایجاد آثار ماندگار در وجود یک کودک شود را کودک آزاری می­گویند. هردو مفهوم child abuse و neglect در این تعریف گنجانده شده. حتی بی­ توجهی یا رعایت نکردن بهداشت یا اجازه ندادن به کودک برای ادامه تحصیل، محروم کردن کودک از غذا و به اندازه کافی از او حمایت نکردن

  • آیا کودک آزاری به لحاظ میزان وقوع طبقه بندی و دسته بندی شده؟

بله. کودک آزاری دارای انواع متفاوتی دارد. کودک آزاری عاطفی شایع­ترین نوع کودک آزاری است که چون پنهان است کمتر مورد توجه قرار می گیرد. همان بی­تفاوتی عاطفی­ست. و اثرات جبران ناپذیری روی کودک دارد.

بعد از آن کودک آزاری فیزیکی. تنبیه بدنی، آزار فیزیکی و آزار جنسی که جزء این دسته هستند. و همچنان یکی از مشکلات ما این است که هنوز خیلی از خانواده­ ها بر این باورند که؛ کتک برای کودک لازم است.

کودک آزاری جنسی یعنی درگیر کردن کودک در یک فعالیت جنسی با فرد بزرگسال که آن فرد بزرگسال حتما باید بالای ۱۳ سال باشد و دست کم باید آن کودکی مورد آزار قرار میگیرد ۵ سال از او کوچکتر باشد تا بتوان چنین تعریفی را برای آن ارائه داد. و یک تحمیل جنسی بر علیه کودک است که مورد رضایت بزرگسال قرار میگیرد.

  • آثار کوتاه مدت و بلند کودک آزاری بر کودکان چیست؟

آثار کوتاه مدت به فیزیکی و روحی تقسیم می­شود.

آثار فیزیکی: انواع کبودی و خون مردگی تا شکستی استخوان و آسیب­های جسمی شدید تا پارگی کلیه و همچنین آسیب­هایی که در ناحیه تناسلی ایجاد می­شود در اثر آسیب­های جنسی. اینها آثار کوتاه مدتی هستند که حتی می­توانند کودک را به کام مرگ بکشانند.

در مورد شیرخواران تکان­های شدید میتواند منجر به خونریزی­های مغزی و عواقب ناشی از آن می­شود.

پس میتوان از عواقب کوتاه مدت فیزیکی؛ آثار کبودی و خون­مردگی و بریدگی ها و سوختگی های جای سیگار گرفته تا به آسیب­های شدیدتر را نام برد.

اما اثرات روحی؛ کودکان گوشه گیر و منزوی می­شوند.خصوصا به فردی که بیشتر او را آزار می­دهد میچسبد و سعی می­کند ارتباط برقرار کند. همیشه نگران هستند. ترس و وحشت در چهره­ شان دیده می­شود. سعی می­کنند بهترین رفتار را بکنند که موجب عصبانیت و خشم فرد کودک آزار نشوند. بیشتر ساکت و منزوی هستند. افت تحصیلی دارند. خصوصا در شیرخوارن در اثر بی­توجهی شرایط رشدی خوبی ندارند. وزن گیری خوبی ندارند، گاهی اوقات مراحل تکاملی که در شیرخواران مهم است را طی نمی­کنند به موقع و دچار عقب افتادگی هایی می شوند. مثلا به موقع حرف نمیزند و وارد ارتباط با دیگران نمی­شوند.

عوارض طولانی مدت هم به عوارض فیزیکی و روحی تقسیم می­شوند.

فیزیکی: شکستگی و نافرمی هایی که به دنبال این شکستگی ها ایجاد می­شود. خونریزی های مغزی و عوارض عقب ماندگی آن. رشد خوبی ندارند.

روحی: این بچه ها دچار مشکلات شخصیتی هستند. شخصیت های ضد اجتماعی، اعتیاد به انواع مواد، افسردگی و درگیری در انواع اختلال­های شخصیتی.

  • احتمال اینکه این کودکان در بزرگسالی به پدوفیلیا مبتلا شوند هست؟

این احتمالی ک بیان می­شود برای پدوفیلیا نیست. ریسک ریپ با تجاوز کردن است. تعداد زیادی از کودکانی که در کودکی مورد تجاوز و سواستفاده جنسی قرار گرفته­ اند، در آینده خودشان مرتکب ریپ می­شوند و رفتارهای خلاف اجتماع مثل اعتیاد و بی بند وباری جنسی و رفتارهای خلاف قانون در اینها زیاد دیده می­شود و خود اینها باعث  می­شود این افراد در معرض انواع بیماری­های مقاربتی و عواقب آن قرار گیرند.

  • برای پیشگیری از کودک آزاری چه کنیم؟

بهترین راه برای پیشگیری آموزش است در سطح افراد عادی در جامعه (چون خیلی از این آزارها در مدرسه صورت می­گیرد و خیلی ها نمود بارز فیزیکی ندارد. بنابراین والدین باید کاملا آگاه به این مسائل باشند و دائم کودک را زیرنظر بگیرند و هرگونه خمودگی، رفتارهای پرخاشگرانه، افسردگی­ها، انزوا و درخودماندگی را به دقت مورد بررسی قرار دهند).

به علاوه باید افراد درخانواده به این نکته توجه کنند که اگر در کودکی مورد تجاوز قرار گرفتند و اکنون خاطرات ناگواری را دارند و یا پرخاشگری ها و عصبیت هایی دارند، این موارد نه تنها آسیب به خودشان می­زند بلکه می­تواند فرزندان اینها را نیز تحت تاثیر قرار دهد. بنابراین باید این افراد را آگاه کرد تا به مراکز و روانشناسان و پزشکان مراجع کنند تا انواع اختلالات رفتاری­شان را مورد درمان قرار دهند. از طرفی تعداد زیادی از این موارد کودک آزاری در سرتاسر جهان در خانواده­ های طلاق(یعنی خانواده­ های تک والد) انجام میگیرد؛ این افراد نیز باید با آگاه بودن به این موضوع عواقب مساله را مدنظر قرار دهند و نسبت به ابعاد آن آگاه باشند. یعنی این خانواده های تک والد بیشتر در معرض ریسک هستند. و در کشور ما متاسفانه این مساله درگوشی است و نباید زیاد از آن حرف زد. و به همین دلیل وقتی گزارش های اورژانس اجتماعی بررسی می­شود این مساله کمتر از ۱۰ درصد را به خود اختصاص داده در صورتی که شیوع آن خیلی بیشتر از این حرف­هاست. ولی به دلیل انکارها و ترس­ها و پرده پوشی ها زیاد این فاش نمیشود. و به همین دلیل در سطوح پایین تر فرهنگی جامعه (که درآمد و آموزش کمتر و فقر و رفتارهای ضداجتماعی بیشتر است) کودک آزاری خیلی بیشتر دیده می­شود. یکی از مصداق­های خیلی بارز کودک آزاری کودکان کار هستند که متاسفانه کسی اقدامی برای این­ها نمی­کند و قطعا این کودکان مورد سواستفاده هستند که مجبور به انجام همچین کاری می­شوند.

  • آیا افراد پدوفیلیا را می­توان شناسایی کرد؟

کار بسیار سختی است. و این افراد خیلی خوب نقش بازی می­کنند. راه اول کودک را فریب می­دهند و در مرحله بعد تهدید میکنند. در واقع پدوفیلیا دارای ۲ نوع است؛ نوع اول منفعلانه است یعنی اینها فقط در تصورات خود خیالپردازی میکنند و نوع دوم عاملانه است یعنی اینها فعل فیزیکی را انجام می­دهند و منجر به رفتارهای آزار کودکان میشوند. شناسایی این ها کار ساده ای نیست و این افراد با کودکان از در دوستی وارد می­شوند. آنچه که مهم است ، آموزش به کودکان و والدین کودکان است که بدانند اگر کسی خواست به آنها نزدیک شود و به انواع چیزهای خوب آنها را فریب ندهند، با افراد غریبه صحبت نکنند و اصلا وارد رابطه نشوند، گول چیزهای فریبنده را نخورند. البته که متاسفانه خیلی از این مسائل از طرف افراد نزدیک خانواده رخ می­دهد. لذا خانواده ها باید این شرم را کنار بگذارند و این حرفهای جاهلانه را کنار بگذاریم. باید این مسائل را به کودکان را آموزش دهیم که حتی پدرت هم اجازه ندارد به منطقه خاص تو دست بزند. و کودک باید آنقدر با یکی از والدین صمیمی باشد که به محض اینکه اتفاقی افتاد سریع آنرا با والدش در میان بگذارد.

  • آیا میتوانیم تمام کسانی را که کودک را آزار می دهند در زمره افراد پدوفیلیا طبقه بندی کنیم؟یا بعضی ها فرصت طلب یا ابیوز شده هستند؟

معمولا این ها در گروه همان پدوفیلیا قرار دارند و وقتی در شرایط مساعد قرار می گیرند اقدام می کنند. ممکن است اینها خودشان در کودکی مورد ابیوز قرار گرفته باشند ولی چنانچه که اینها اختلال پدوفیلیا که شایع ترین نوع پارافیلیاست.پارافیلیا عبارت است از تمایلات جنسی غیرعادی و بیمارگونه. در میان پارافیلیا، پدوفیلیا از همه شایع تر است. که اگر این افراد این را نداشته باشند فوقش به بزرگسال ختم میکنند!

  • منشا پدوفیلیا چیست؟ آیا منشا ژنتیکی دارد؟

پدوفیلیا در گروه اختلالات شخصیتی است و از گروه پارافیلیا و خلاف نرمال تلقی می­شود و اینها با مراجعه به پزشک کاملا قابل درمان هستند. اما متاسفانه خیلی کم مراجعه می­کنند. اما اخیرا چون اینترنت این امکان را به آنها می­دهد که چشم در چشم نشوند گاهی بعضا در سایت ها اینچنین سوالاتی را مطرح میکنند. همین آگاهی اندکی هم که این فضاهای مجازی ایجاد شده نسبتا خوب است و باعث شده که اینها احساس کنند یک اشکالی دارند و یک چیزی اینها را آزار دهد و تا حدی احساس غیر طبیعی بودن کنند.

  • آیا امکان گزارش موارد کودک آزاری هست؟

بله امکانش هست اما اینکه نتیجه در چه حد باشد مشکلات خاص خودش را دارد. این موارد به اورژانس اجتماعی گزارش می­شود. سیستمی وجود دارد که در بین پزشکان که مثلا باید بیماری­های عفونی، فلج شل اطفال، سرخک و مننژیت باید گزارش شود اما چنین چیزی در وزارت بهداشت وجود ندارد که شما موظف باشد ک چنین مسائلی را گزارش دهید. در هرحال پزشکان از طریق مددکاری و مدیریت بیمارستان این گزارش ها را اعلام می­کنند در همه جا. ولی اطلاعات کافی در دسترس ندارم ک آیا اورژانس پیگیری کامل را انجام می­دهد یا خیر.

  • آیا پروتکل خاصی وجود دارد برای درمان کودکی که مورد کودک آزاری قرار گرفته؟

بله. اگر علائم خاصی دیده شود در کودک مثل: علائم رفتاری یا فیزیکی (هراس و گوشه گیری و آویزون شدن به والدین یا عفونت ناحیه تناسلی و… که در سن پیش از بلوغ غیر عادی بنظر بیاید!) در وهله اول با کودک باید به طور خصوصی صحبت میکنم (میخوای با هم صحبت کنیم؟ کسی اذیتت کرده؟) و بعد بر اساس اینکه چقد ازآن صحبت ها نتیجه گیری کرده باشم در مرحله بعد با مادر به طور خصوصی صحبت میکنم (شما حواستون هست؟ با پدرش دسشویی میره؟ حموم میره با پدرش؟ شما هیچوقت تنها گذاشتیش با پدرش یا برادرش یا عموهاش و …چون در خیلی موارد پدر به پسربچه نزدیک شده!) که این صحبت ها باید با خیلی مراقبت و ادبیات ویژه انجام شود که مکانیزم دفاعی را در مادر ایجاد نکند. من تا بحال تجربه ای فراتر از این نداشتم.

  • با توجه به نقص قوانینی که در این زمینه داریم، شما به عنوان پزشکی که در این زمینه متخصص هست چه پیشنهاداتی برای قانون گذاری در این زمینه دارید؟

من معتقدم باید از جاهای دیگه دنیا الگو بگیریم. در نقاط دیگر دنیا وقتی خانواده ای دیده میشود که کودک ابیوز شده دارد در وهله اول به بررسی صلاحیت خانواده پرداخته می­شود. اگر مشخص شود که خانواده صلاحیت ندارد کودک از خانواده جدا می­شود و به مراکز مختلف یا خانواده­هایی که فرزند خوانده میگیرند سپرده می­شوند. حتی در امریکا خانواده­ هایی هستند که از دولت حقوق می­گیرند و اصلا شغلشان این است که موقت کودک را نگه­داری کنند تا زمانی که خانواده اصلی کودک مورد بررسی قرار گیرد و محرز شود که شرایط برای این بچه امن است. که بنظر من این شرایط در این کشور غیرممکن است. قوانین به شکلی است که در اینجا حتی اگر والدی فرزندش را بکشد هم قانون نمی­تواند او را مجازات کند چرا که خودش ولی دم است! پس این خیلی قضیه را پیچیده می­کند. در مرحله اول باید راهکارها و ابزارهای قانونی مواجهه با این­ها وجود داشته باشد. یعنی اینها اگر آسیبی به کودک برسانند باید مجازات را عین مجازاتی که برای یک غریبه انجام میدهند برای اینها هم اجرا کنند.

  • نکته نهایی…؟

میخواهم بیش از پیش روی آموزش تاکید کنم و اینکه مسائل را از حالت تابو بودن و پوشیده بودن دربیاوریم و اینها را به شکل علنی و آموزش هایی حتی در مدارس و مراکز نگهداری کودکان مطرح کنیم. و مراکزی که از کودکان نگهداری می­کنند مکررا باید مورد بازرسی قرار گیرند. نه فقط از نظر بهداشتی! بلکه از لحاظ سورفتار با کودکان هم مورد بازرسی قرار گیرند و اینها به یک بودجه و پروتکل خاص نیاز دارد. حتی در مراکز نگهداری کودکان هم متاسفانه اونقدر پرسنل کم هستند و آنهایی که حضور دارند افراد بدون صلاحیت و تحصیلات هستند!!!..بنابراین باید آموزش دهیم و اولین اقدام این است که این مسئله باز شود و عریان شود در سطح جامعه.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *